استقلال شرط داوری در داوری بینالملل (Doctrine of Separability)
مقدمه
یکی از اصول بنیادین و پذیرفتهشده در داوری بینالمللی، اصل استقلال شرط داوری از قرارداد اصلی است؛ اصلی که نقش حیاتی در حفظ کارآمدی و ثبات نهاد داوری ایفا میکند. بر اساس این اصل، شرط داوری حتی در صورت بطلان، فسخ یا انحلال قرارداد اصلی، به حیات حقوقی خود ادامه میدهد.
مفهوم استقلال شرط داوری
استقلال شرط داوری به این معناست که شرط داوری یک توافق مستقل و جداگانه از قرارداد اصلی محسوب میشود. بنابراین، هرگونه ادعا درباره بیاعتباری یا انفساخ قرارداد اصلی، لزوماً موجب بیاعتباری شرط داوری نخواهد شد.
به بیان سادهتر، داور میتواند درباره اختلاف ناشی از خود قرارداد، حتی درباره بطلان همان قرارداد اظهارنظر کند، بدون آنکه صلاحیت او بهواسطه ایراد به قرارداد اصلی مخدوش شود.
مبنای حقوقی اصل استقلال شرط داوری
اصل استقلال شرط داوری در اسناد و رویههای معتبر بینالمللی به رسمیت شناخته شده است، از جمله:
-
ماده 16 قانون نمونه آنسیترال (UNCITRAL Model Law)
-
ماده II کنوانسیون نیویورک 1958 (بهطور ضمنی و از طریق رویه قضایی)
-
مقررات داوری ICC، LCIA و UNCITRAL
-
رویه قضایی دادگاهها و هیئتهای داوری بینالمللی
در قانون نمونه آنسیترال، صراحتاً بیان شده که شرط داوری بهعنوان بخشی از قرارداد تلقی میشود که از نظر حقوقی مستقل از سایر شروط قرارداد است.
استقلال شرط داوری در حقوق داخلی مطابق آیین دادرسی مدنی
ارتباط استقلال شرط داوری با اصل صلاحیت بر صلاحیت (Kompetenz-Kompetenz)
اصل استقلال شرط داوری ارتباط تنگاتنگی با اصل صلاحیت بر صلاحیت دارد. مطابق این اصل، داور صلاحیت دارد که در خصوص وجود، اعتبار و دامنه صلاحیت خود تصمیمگیری کند.
در نتیجه، حتی اگر یکی از طرفین مدعی بطلان قرارداد اصلی باشد، این امر مانع از رسیدگی داور به اختلاف نخواهد بود و داور ابتدا در خصوص اعتبار شرط داوری اظهارنظر میکند.
آثار عملی استقلال شرط داوری در داوری بینالملل
پذیرش اصل استقلال شرط داوری آثار مهمی دارد، از جمله:
-
جلوگیری از سوءاستفاده طرفین برای فرار از داوری
-
تضمین تداوم رسیدگی داوری حتی در صورت بروز ایرادات اساسی به قرارداد
-
کاهش مداخله دادگاههای ملی
-
افزایش امنیت حقوقی و پیشبینیپذیری در روابط تجاری بینالمللی
موارد استثنایی بر اصل استقلال
با وجود پذیرش گسترده اصل استقلال، در مواردی خاص ممکن است شرط داوری نیز بیاعتبار تلقی شود، از جمله:
-
فقدان قصد مشترک طرفین برای ارجاع اختلاف به داوری
-
جعل یا تقلب مؤثر که مستقیماً شرط داوری را در بر گیرد
-
عدم اهلیت طرفین در انعقاد شرط داوری
-
مخالفت شرط داوری با نظم عمومی
در این موارد، بیاعتباری بهطور مستقیم ناظر بر خود شرط داوری است، نه صرفاً قرارداد اصلی.
نتیجهگیری
اصل استقلال شرط داوری یکی از ستونهای اصلی داوری بینالمللی است که امکان حلوفصل مؤثر اختلافات را حتی در شرایط پیچیده حقوقی فراهم میسازد. آگاهی از این اصل برای فعالان تجاری، وکلا و داوران بینالمللی ضرورتی انکارناپذیر است و نقش مهمی در تنظیم صحیح قراردادهای بینالمللی ایفا میکند.
هنوز نظری برای این پست ثبت نشده است.