شکایت از داور؛ مسئولیت مدنی و کیفری داور و شرایط مطالبه خسارت
پاسخ کوتاه: بله، در حقوق ایران میتوان در شرایطی علیه داور اقدام حقوقی یا کیفری کرد؛ اما صرف اینکه یکی از طرفین از رأی ناراضی باشد، رأی داور اشتباه باشد یا حتی رأی بعداً باطل شود، بهتنهایی برای محکومیت داور به جبران خسارت یا مجازات کیفری کافی نیست. برای مسئولیت مدنی، باید شرایط ماده ۵۰۱ قانون آیین دادرسی مدنی، از جمله تدلیس، تقلب یا تقصیر در انجام وظیفه، ورود ضرر مالی و رابطه سببیت اثبات شود.
اگر مشکل اصلی شما خودِ رأی داوری است، مسیر معمول دادخواست ابطال رأی داوری است؛ اما اگر رفتار داور مستقلاً به شما خسارت زده یا واجد وصف کیفری باشد، ممکن است علاوه بر اعتراض به رأی، امکان طرح دعوا یا شکایت علیه شخص داور نیز وجود داشته باشد.
آیا میتوان از داور شکایت کرد؟
عبارت «شکایت از داور» ممکن است سه موضوع متفاوت را در بر بگیرد و تفکیک آنها بسیار مهم است:

بنابراین ابطال رأی داور با مسئول شناختن شخص داور یک دعوا نیست. ممکن است رأی داور باطل شود ولی شرایط مسئولیت مدنی داور فراهم نباشد؛ و برعکس، در بعضی وضعیتها رفتار زیانبار داور میتواند موضوع دعوای مستقل قرار گیرد.
مبنای قانونی مسئولیت مدنی داور چیست؟
مهمترین ماده در این زمینه، ماده ۵۰۱ قانون آیین دادرسی مدنی است. بر اساس این ماده، اگر در نتیجه تدلیس، تقلب یا تقصیر داور در انجام وظیفه، ضرر مالی به یکی از طرفین یا هر دو طرف وارد شود، داور مطابق موازین قانونی مسئول جبران آن خواهد بود.
این ماده چند نکته مهم دارد:
-
قانون مسئولیت داور را صریحاً پذیرفته است.
-
صرف صدور رأی نامطلوب یا حتی اشتباه حقوقی، بهتنهایی برای مسئولیت کافی نیست.
-
رفتار قابل انتساب به داور باید در قالب تدلیس، تقلب یا تقصیر در انجام وظیفه قابل اثبات باشد.
-
ماده ۵۰۱ بهطور صریح از ضرر مالی سخن گفته است.
-
بین رفتار داور و خسارت ادعایی باید رابطه سببیت وجود داشته باشد.
در تحلیل حقوقی، درباره قراردادی یا غیرقراردادی بودن مسئولیت داور دیدگاههای مختلفی وجود دارد؛ زیرا داور معمولاً سمت خود را بر پایه توافق طرفین میپذیرد، اما در عین حال تکالیف قانونی مستقلی نیز بر عهده دارد. برای طرح عملی دعوا، ماده ۵۰۱ مهمترین مستند خاص مسئولیت مدنی داور است.
شرایط مطالبه خسارت از داور
برای اینکه دادگاه داور را به جبران خسارت محکوم کند، صرف ادعا کافی نیست. خواهان باید ارکان مسئولیت را اثبات کند.
۱. وجود رفتار قابل انتساب به داور
رفتار داور باید از حدود یک اختلاف نظر عادی حقوقی فراتر رود و مصداق تدلیس، تقلب یا تقصیر در انجام وظایف داوری باشد.
برای مثال، نادیده گرفتن عمدی حدود اختیار، خودداری بدون عذر از انجام وظیفه، صدور رأی خارج از مدت در شرایطی که تقصیر داور احراز شود، یا نقض تکالیف روشن و اساسی داوری میتواند حسب اوضاع پرونده در بررسی تقصیر مؤثر باشد.
۲. ورود ضرر مالی
ماده ۵۰۱ صراحتاً بر ضرر مالی تأکید دارد. بنابراین خواهان باید نشان دهد رفتار داور واقعاً موجب زیان قابل ارزیابی مالی شده است.
صرف اضطراب، نارضایتی از روند داوری یا نامطلوب بودن نتیجه رأی، بدون اثبات خسارت مالی، برای اعمال ماده ۵۰۱ کافی نیست.
۳. رابطه سببیت بین تقصیر و خسارت
باید اثبات شود خسارت نتیجه همان رفتار منتسب به داور بوده است. اگر زیان ناشی از قرارداد اصلی، رفتار طرف مقابل یا عوامل دیگری باشد، نمیتوان صرفاً به علت حضور داور در اختلاف، تمام خسارت را از او مطالبه کرد.
۴. اثبات تقصیر
اصل بر این نیست که هر رأی اشتباه، نتیجه تقصیر داور باشد. کسی که خسارت میخواهد باید رفتار تقصیرآمیز را با دلایل قابل استناد اثبات کند؛ مانند قرارداد داوری، مکاتبات، صورتجلسات، ابلاغها، رأی داور، تصمیم دادگاه درباره رأی و سایر اسناد مرتبط.
آیا برای مطالبه خسارت از داور، ابتدا باید رأی داوری باطل شود؟
بهطور مطلق خیر. در قانون، حکمی وجود ندارد که ابطال رأی داور را در همه پروندهها شرط لازم و مقدم دعوای مسئولیت مدنی بداند.
با این حال، نتیجه رسیدگی به دعوای ابطال رأی در عمل میتواند برای اثبات تقصیر بسیار مهم باشد. اگر دادگاه قبلاً رأی را به دلیل خروج از حدود اختیار، صدور خارج از مدت یا مخالفت با قوانین موجد حق باطل کرده باشد، این تصمیم میتواند در دعوای مسئولیت مدنی مورد استناد قرار گیرد؛ اما ابطال رأی مساوی با تقصیر داور نیست و خواهان همچنان باید ارکان مسئولیت مدنی، از جمله خسارت و رابطه سببیت را اثبات کند.
در مقابل، اگر رأی داور در دعوای ابطال معتبر شناخته شده باشد، اثبات اینکه همان اقدام داور تقصیرآمیز بوده، معمولاً دشوارتر خواهد شد.
چه رفتارهایی ممکن است موجب مسئولیت داور شود؟
خودداری از انجام داوری پس از قبول سمت
ماده ۴۷۳ قانون آیین دادرسی مدنی برای داوری که پس از قبول داوری، بدون عذر موجه در جلسات حاضر نشود، استعفا دهد یا از دادن رأی خودداری کند، ضمانت اجرای مشخصی پیشبینی کرده است: علاوه بر جبران خسارت، ممکن است تا پنج سال از حق انتخاب شدن به داوری محروم شود.
بنابراین بهتر است این ضمانت اجرا را «محرومیت قانونی از انتخاب شدن به داوری» بدانیم؛ زیرا برای همه داوران یک نظام انتظامی حرفهای مستقل مانند نظام انتظامی وکلا یا قضات وجود ندارد.
صدور رأی خارج از حدود اختیار
مطابق بند ۳ ماده ۴۸۹، اگر داور خارج از حدود اختیار خود رأی صادر کند، قسمت خارج از اختیار قابل ابطال است. توضیح تفصیلی این موضوع را در مقاله صدور رأی داور خارج از حدود اختیار بخوانید.
با این حال، برای مسئولیت شخص داور باید علاوه بر خروج از اختیار، تقصیر، خسارت مالی و رابطه سببیت نیز احراز شود. بنابراین هر مورد ابطال بر اساس بند ۳، خودکار به محکومیت داور منتهی نمیشود.
صدور رأی پس از پایان مدت داوری
یکی دیگر از جهات بطلان، صدور و تسلیم رأی پس از پایان مدت داوری است. تعیین مدت و زمان شروع آن اهمیت زیادی دارد و در برخی قراردادها، اگر مدت مشخص نشده باشد، قواعد قانونی مدت داوری اعمال میشود.
برای مطالعه بیشتر: مدت داوری چقدر است؟
اگر تأخیر ناشی از تقصیر داور باشد و طرف بتواند خسارت مالی مستقیم ناشی از آن را اثبات کند، موضوع میتواند علاوه بر اعتبار رأی، از منظر ماده ۵۰۱ نیز بررسی شود.
مخالفت رأی با قوانین موجد حق
ماده ۴۸۲ مقرر میکند رأی داور باید موجه و مدلل باشد و با قوانین موجد حق مخالفت نداشته باشد. بند ۱ ماده ۴۸۹ نیز مخالفت رأی با قوانین موجد حق را از جهات بطلان میداند.
درباره مفهوم این قوانین، مقاله قوانین موجد حق در داوری را ببینید.
نکته مهم این است که هر اختلاف در تفسیر قانون را نباید تقصیر مدنی داور دانست. برای مسئولیت داور، کیفیت خطا، وضوح تکلیف قانونی، نحوه رسیدگی و سایر اوضاع پرونده باید بررسی شود.
رأی غیرموجه یا غیرمدلل
الزام به موجه و مدلل بودن رأی در ماده ۴۸۲ آمده است؛ اما ترتیب تشکیل جلسه، نحوه رسیدگی و دعوت از طرفین موضوع ماده ۴۸۴ و مقررات مرتبط است.
برای جزئیات بیشتر: موجه و مدلل بودن رأی داور
فقدان استدلال مناسب ممکن است در ارزیابی اعتبار رأی یا عملکرد داور مؤثر باشد، ولی در دعوای ابطال باید موضوع با یکی از جهات قانونی ماده ۴۸۹ تطبیق داده شود و برای مسئولیت مدنی نیز ارکان ماده ۵۰۱ مستقلاً اثبات شود.
دعوت و ابلاغ نامطمئن به طرفین
شیوه دعوت و اطلاعرسانی در داوری اهمیت زیادی دارد. اگر طرفین روش خاصی برای ابلاغ تعیین کرده باشند، داور باید آن را رعایت کند و در نبود روش قراردادی نیز ابلاغ باید به نحوی انجام شود که قابل استناد و اطمینانبخش باشد.
برای مطالعه بیشتر: ابلاغ رأی داور
نقض قواعد ابلاغ، بسته به اثر آن در پرونده، ممکن است در بررسی اعتبار رأی و نیز ارزیابی تقصیر داور مؤثر باشد.
مسئولیت کیفری داور؛ چه زمانی شکایت کیفری ممکن است؟
هر خطای داور جرم نیست. برای شکایت کیفری باید رفتار داور با یک عنوان مجرمانه مشخص منطبق باشد.
نمونه صریح آن ماده ۵۸۸ قانون مجازات اسلامی (تعزیرات) است. این ماده درباره داور، ممیز یا کارشناسی است که در مقابل اخذ وجه یا مال، به نفع یکی از طرفین اظهار نظر یا اتخاذ تصمیم کند. در چنین فرضی، علاوه بر آثار احتمالی بر رأی، مسئولیت کیفری نیز مطرح میشود.
بنابراین تفاوت مهمی وجود دارد:
-
رأی ضعیف یا اشتباه حقوقی لزوماً جرم نیست.
-
جانبداری در برابر دریافت وجه یا مال میتواند مشمول عنوان کیفری خاص باشد.
-
سایر رفتارها نیز فقط در صورتی قابل تعقیب کیفریاند که تمام ارکان یکی از جرایم مقرر در قانون را داشته باشند.
از شکایت کیفری نباید بهعنوان جایگزین دادخواست ابطال رأی یا صرفاً وسیله فشار بر داور استفاده شود.
آیا مسئولیت متوجه مؤسسه یا شخصی است که داور را معرفی کرده است؟
اصل بر این است که مسئولیت ناشی از عمل داوری و صدور رأی متوجه شخص یا اشخاصی است که واقعاً داوری کردهاند.
اداره کل حقوقی قوه قضاییه نیز در نظریه مشورتی شماره 7/97/2307، در موضوعی که کانون وکلا مقام معرفیکننده داور بود، مسئولیت ناشی از صدور رأی را متوجه داور دانسته، نه صرفاً شخص حقوقی یا مقام ناصب.
البته اگر یک مؤسسه داوری مستقلاً تعهد قراردادی خاصی بر عهده گرفته و آن تعهد را نقض کرده باشد، مسئولیت احتمالی آن باید جداگانه و بر اساس قرارداد و مقررات مربوط بررسی شود.
آیا باطل شدن رأی داور به معنی محکومیت داور به خسارت است؟
خیر.
این یکی از مهمترین نکات در پروندههای مسئولیت داور است. ماده ۴۸۹ درباره اعتبار و قابلیت اجرای رأی صحبت میکند، در حالی که ماده ۵۰۱ درباره مسئولیت شخص داور برای جبران ضرر مالی است.
بنابراین ممکن است:
-
رأی داور باطل شود، اما تقصیر شخصی داور اثبات نشود؛
-
تقصیر اثبات شود، اما خسارت مستقیمی وجود نداشته باشد؛
-
خسارتی وجود داشته باشد، ولی رابطه آن با رفتار داور اثبات نشود.
در هر سه حالت، دعوای خسارت میتواند با مشکل مواجه شود.
برای شکایت یا مطالبه خسارت از داور چه مدارکی لازم است؟
بسته به نوع پرونده، مهمترین مدارک میتواند شامل موارد زیر باشد:
-
قرارداد اصلی و شرط یا موافقتنامه داوری؛
-
مدرک قبول سمت توسط داور؛
-
لوایح و مکاتبات طرفین با داور؛
-
ابلاغها و مدارک دعوت به جلسات؛
-
صورتجلسات داوری؛
-
رأی داوری و تاریخ صدور و تسلیم آن؛
-
تصمیم دادگاه درباره ابطال، عدم ابطال یا اجرای رأی، اگر وجود دارد؛
-
اسناد مالی اثباتکننده خسارت؛
-
دلایل مربوط به رابطه سببیت میان رفتار داور و ضرر؛
-
در پرونده کیفری، ادله خاص رفتار مجرمانه ادعایی.
پیش از طرح دعوا باید روشن شود هدف شما ابطال رأی، توقف یا جلوگیری از اجرا، مطالبه خسارت، یا تعقیب کیفری است؛ زیرا هر کدام مسیر و ادله متفاوتی دارند.
اگر رأی وارد مرحله اجرا شده است، مقاله اجرای رأی داور نیز میتواند مفید باشد.
رویه قضایی درباره مسئولیت مدنی داور چه میگوید؟
رویه قضایی در این زمینه به اندازه دعاوی ابطال رأی داوری گسترده و یکدست نیست. آنچه از ماده ۵۰۱ و تحلیلهای حقوقی و آرای منتشرشده میتوان با اطمینان بیشتری نتیجه گرفت این است که مسئولیت مدنی داور نیازمند اثبات تقصیر و سایر ارکان مسئولیت است و صرف نامعتبر شدن رأی، جایگزین این اثبات نمیشود.
در پژوهشهای حقوقی جدید نیز بر این نکته تأکید شده که از نظر تحلیلی، بین ابطال رأی داوری و مسئولیت مدنی داور ملازمه ضروری وجود ندارد. بنابراین بهتر است در هر پرونده، دعوای ابطال رأی و دعوای خسارت از نظر خواسته، ارکان و ادله بهصورت جداگانه بررسی شوند.
همچنین نظریه مشورتی شماره 7/97/1203 اداره کل حقوقی قوه قضاییه در موضوع ابطال و اجرای رأی تأکید میکند که اگر پس از پایان مهلت اعتراض، اجرای رأی درخواست شود، محکومعلیه میتواند بطلان ذاتی رأی را به دادگاه یادآوری کند و در صورت احراز یکی از جهات قانونی بطلان، رأی قابلیت اجرا ندارد. این موضوع نشان میدهد که «اعتبار رأی»، «اجرای رأی» و «مسئولیت شخص داور» سه مسئله مرتبط اما مستقلاند.
چند سؤال پرتکرار درباره شکایت از داور
آیا اگر رأی داور اشتباه باشد میتوان از او خسارت گرفت؟
نه صرفاً به دلیل اشتباه. باید تدلیس، تقلب یا تقصیر در انجام وظیفه، ضرر مالی و رابطه سببیت اثبات شود.
آیا حتماً باید اول رأی داور را باطل کنم؟
قانون، ابطال رأی را بهطور مطلق شرط لازم دعوای مسئولیت مدنی قرار نداده است؛ اما نتیجه دعوای ابطال ممکن است در اثبات یا رد تقصیر نقش بسیار مهمی داشته باشد.
آیا صدور رأی خارج از مدت موجب مسئولیت داور است؟
صدور و تسلیم رأی خارج از مدت از جهات بطلان رأی است. برای مطالبه خسارت از داور باید علاوه بر آن، تقصیر داور و خسارت مالی ناشی از همان تقصیر اثبات شود.
آیا هر تخلف داور جرم است؟
خیر. مسئولیت کیفری فقط زمانی ایجاد میشود که رفتار داور با عنوان مجرمانه مشخصی در قانون منطبق باشد؛ مانند فرض مقرر در ماده ۵۸۸.
اگر داور را یک مؤسسه یا شخص ثالث معرفی کرده باشد، از چه کسی باید خسارت خواست؟
اگر خسارت ناشی از عمل خود داور و صدور رأی باشد، اصولاً باید مسئولیت شخصی که واقعاً داوری کرده بررسی شود. مسئولیت احتمالی مؤسسه یا مقام معرفیکننده نیازمند مبنای مستقل است.
جمعبندی
شکایت از داور عنوان واحدی برای همه مشکلات مربوط به داوری نیست. ابتدا باید مشخص شود اعتراض شما متوجه خود رأی است یا رفتار شخص داور.
اگر هدف، از بین بردن رأی باشد، باید جهات و مهلتهای ابطال رأی داوری بررسی شود. اگر رفتار داور موجب ضرر مالی شده باشد، ماده ۵۰۱ قانون آیین دادرسی مدنی مبنای اصلی مطالبه خسارت است. در صورت وجود رفتار مجرمانه نیز شکایت کیفری مسیر مستقل خود را دارد.
در پروندههای مسئولیت داور، مهمترین اشتباه این است که باطل بودن رأی را مساوی با مسئولیت شخصی داور بدانیم. برای محکومیت داور باید تقصیر، خسارت و رابطه سببیت با ادله کافی اثبات شود.
اگر در پروندهای با رأی داوری، دعوای ابطال یا ادعای تقصیر داور مواجه هستید، پیش از طرح دعوا بهتر است قرارداد داوری، رأی، نحوه ابلاغ و مسیر اجرای آن بهصورت یکجا بررسی شود. برای بررسی تخصصی پروندههای ابطال رأی میتوانید صفحه وکیل ابطال رأی داوری در تهران را نیز ببینید.
تذکر: مطالب این مقاله جنبه عمومی و آموزشی دارد و تشخیص مسیر صحیح دعوا به متن شرط داوری، رأی صادرشده، نحوه ابلاغ، زمانبندی و اسناد هر پرونده بستگی دارد.
هنوز نظری برای این پست ثبت نشده است.